همه دروغ می گویند کتابی ساده و روان دربارهٔ کلان داده یا همان بیگ دیتا است. شاید این کتاب چندان قوی نباشد، اما نثر روان آن باعث میشود گزینهٔ مناسبی برای ورود به دنیای علم داده و بیگ دیتا باشد. به جای توضیح زیاد، چند جمله از ابتدای فصل چهارم کتاب را نقل میکنیم تا اگر آن را پسندیدید، معرفی کاملتر و نقد کتاب را در متمم بخوانید:
اگر بخواهیم یک کتاب استراتژی را به عنوان ادامهٔ کتاب ساختن برای ماندن معرفی کنیم، کتاب از خوب به عالی یکی از گزینههاست. این کتاب را جیم کالینز تألیف کرده و عدهای آن را یکی از بهترین کتاب های استراتژی میدانند. روش تحقیق برای تألیف کتاب خوب به عالی بسیار شبیه روشی است که جیم کالینز در کتاب ساختن برای ماندن انتخاب کرده است. یعنی سراغ تعدادی شرکت موفق رفته و سعی کرده پایههای اصلی مدیریت استراتژیک را بر اساس ویژگیهای مشترک میان آن شرکتها کشف کند.
کتاب استراتژی اقیانوس آبی (Blue Ocean Strategy) را بیتردید میتوان یکی از کتاب های مدیریتی کلاسیک در حوزه مدیریت و استراتژی دانست. کمتر کتابی در میان کتاب های رشته مدیریت وجود دارد که عنوان آن به ادبیات روزمره راه پیدا کرده باشد. در حدی که در گفتگوهای عادی هم میشنویم که میگویند: «الان باید سراغ فلان کار رفت که هنوز اقیانوس آن آبی است و به اقیانوس قرمز تبدیل نشده است.»
در میان کتاب های کسب و کار کمتر کتابی را میتوانید بیابید که مشخصاً روی مفهوم «رقابت» متمرکز شده باشند. یکی از این کتابها شهرت فراگیر پیدا کرده: استراتژی اقیانوس آبی. اما دو کتاب دیگر هم هستند که اختصاصاً درباره رقابت نوشته شدهاند و کمتر خوانده میشوند: کتاب استراتژی رقابتی مایکل پورتر.
با وارد شدن بحث هوش مصنوعی به گفتگوهای عمومی و رواج یافتن گستردهٔ برخی از کاربردهای آن (مانند مدلهای زبانی و هوش مصنوعی مولد) این دغدغه در ذهن بسیاری از مدیران شکل گرفته که چگونه میتوانند از هوش مصنوعی در کسب و کار خود استفاده کنند؟ و یا به زبان دقیقتر: استراتژی کسب و کار خود را چگونه با تحولاتی که در حوزه هوش مصنوعی به وجود آمده تطبیق دهند؟
کتاب استراتژی کارساز یک کتاب مدیریت استراتژیک با رویکردی متفاوت است. نویسندگان این کتاب به جای این که استراتژی را شبیه سایر کتاب های استراتژی به قلمروهای تدوین، اجرا و کنترل تقسیم کنند، تأکید میکنند که این نوع نگاه نهایتاً ذهن مدیران را از مسائل واقعی استراتژیک کسب و کار منحرف میکند.
کتاب درباره فروش کم نیست. اما اگر بخواهیم فهرستی کوتاه (در حد سه یا چهار کتاب) از بهترین کتاب های فروش تنظیم کنیم، بیتردید کتاب اصول فروش (Fundamentals of Selling) نوشتهی چارلز فیوترل (Futrell) یکی از آنها خواهد بود (فیوترل را در ایران معمولاً با تلفظ فوترل میشناسند). متمم هم از این کتاب به عنوان یکی از منابع تدوین درس آموزش فروش استفاده کرده است.
چند سالی از انتشار کتاب با چرا شروع کنید (Start with Why) میگذرد و هنوز این کتاب سایمون سینک (Simon Sinek) را – که نخستین نوشتهی او نیز هست – میتوانید در بخش کتابهای پرفروش بسیاری از کتابفروشیها ببینید. اینکه بیش از ۲۰۰۰ نفر در سایت آمازون امتیاز Review مربوط به این کتاب را ثبت کردهاند، نشانهی دیگری از پرطرفدار بودن این کتاب است.
علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی احتمالاً قبول دارند که تجربه جمع کردن و پهن کردن کتابها تجربهٔ عجیبی است. بعضی کتابها را انگار برای اولین بار کشف میکنی، بعضی دیگر وقتی از قفسه کتابخانه خارج میشوند و در دستهایت قرار میگیرند، معنای تازهای پیدا میکنند. برخی کتابها انگار باید خودشان را اثبات کنند و قانعت کنند که هنوز حق دارند در کتابخانه بمانند. بعضی دیگر با زبان بیزبانی برایت خاطره تعریف میکنند: خاطره خریدن یا هدیه گرفتن کتاب، خاطره روزهایی که همنشین تو بودهاند و با آنها وقت گذراندهای.
با دیدن عنوان کتاب بیست و هشت اشتباه نویسندگان ممکن است حدس بزنید که چنین کتابی برای نویسندگان نوشته شده است. به عبارت دیگر، باید سابقهای از نگارش و انتشار مطالب مختلف داشته باشید تا به سراغ این کتاب یا چنین کتابهایی بیایید و بکوشید تا اشتباهات خود را کاهش داده و رفع کنید.
سالهاست در کارگاههای آموزش نویسندگی در نقاط مختلف جهان، کتاب پرنده به پرنده نوشته آن لاموت را میخوانند و مرور میکنند. با وجودی که در کتاب از زوایای مختلفی به نوشتن و نویسندگی پرداخته شده، اما میتوان قلب کتاب را بحثهای مربوط به رفع انسداد ذهنی نویسنده (writer’s block) دانست. همان حس سنگین و غریبی که همهٔ نویسندگان تجربه کردهاند: قلم در دست و کاغذ سفید پیش رو، بیآنکه کلمهای بر زبان جاری شود و به روی کاغذ بیاید. انگار که ذهن قفل شده و میترسد آنچه را در درون خود دارد افشا کند. آن لاموت کوشیده به خوانندهاش برای عبور از این نوع لحظات کمک کند.