بقای ایمپلنت دندانی (Implant Survival) به معنای باقیماندن فیزیکی فیکسچر در دهان تا زمان ارزیابی است و هرگز نباید با موفقیت بالینی (Implant Success) اشتباه گرفته شود؛ زیرا ایمپلنتی که به علت پریایمپلنتیت دچار تحلیل استخوان شده اما هنوز خارج نشده است، همچنان در آمار بقا محاسبه میشود. در مقابل، موفقیت بالینی نیازمند برآورده ساختن همزمان مجموعهای از معیارهای سختگیرانه شامل نبود لقی بالینی، فقدان درد و عفونت، ثبات تراز استخوان مارجینال، عملکرد پروتزی بینقص و رضایت بیمار است. از سوی دیگر، وقوع عوارض مکانیکی و پروتزی (Complications) مانند شل شدن یا شکستگی پیچ اباتمنت و چیپینگ سرامیک روکش، هرگز به معنای شکست ایمپلنت (Failure) نبوده و با اقدامات ترمیمی محافظهکارانه قابل مدیریت است. شکست قطعی ایمپلنت پدیدهای چندعاملی است که به دو فاز شکست زودرس ناشی از نقص استئواینتگراسیون و شکست دیررس ناشی از پریایمپلنتیت پیشرفته یا اضافه بار بیومکانیکی تفکیک میگردد. همچنین تحلیل استخوان مارجینال (MBL) یک پیامد رادیوگرافیک است که ریمدلینگ فیزیولوژیک اولیه آن با تخریب پاتولوژیک تفاوت ماهوی دارد و شواهد طولی ۱۰ و ۲۰ ساله کاپلان–مایر نشان میدهند که حفظ سلامت بلندمدت درمان، مستلزم ارزیابی در سه سطح فیکسچر، پروتز و بیمار و پایبندی متعهدانه به برنامه مراقبت حمایتی دورهای (SPT) است.