عنوان کتاب: کاربرد لیزرهای کم توان در دندانپزشکی | نویسنده: دکتر فخریه اقبالی | ویراستار علمی: دکتر رضا فکرآزاد (رئیس انجمن علمی پزشکی لیزری ایران) | ناشر معتبر: انتشارات شایان نمودار | تاریخ انتشار: چاپ اول (تابستان ۱۳۸۸) | مشخصات فیزیکی: ۱۸۴ صفحه، چاپ تمامرنگی روی کاغذ تحریر، قطع وزیری، صحافی شومیز | حوزه تخصصی: دندانپزشکی لیزری، لیزرهای کمتوان (LLLT)، کنترل درد و درمان ضایعات مخاطی دهان | ضمانت خرید: تضمین اصالت ۱۰۰٪ کتاب و بهترین قیمت در دنسیس.
کتاب Long Tail کریس اندرسون امروزه به یک کتاب کلاسیک در حوزه ی وب تبدیل شده است. اندرسون با توجه به پتانسیلهای فضای وب، بر این باور است که مدل ذهنی فروش و عرضه ی محصول در فضای فیزیکی نمیتواند به تنهایی برای موفقیت در این دنیای جدید کافی باشد. او در کتاب Long Tail به شرح این دیدگاه میپردازد.
تدوین طرح بازاریابی، کار سادهای نیست. به عبارت دیگر، اگر طرح بازاریابی تدوین شده باشد، بازاریابی کار بسیار سادهای است. به همین علت، کتابهای بسیاری در زمینهی تدوین طرح بازاریابی نوشته شدهاند.
معمولاً وقتی صحبت از تولید محتوا میشود، تکنیک های تولید محتوا به شدت مورد توجه قرار میگیرند. بسیاری از سوالها و دغدغهها هم حول این است که سراغ کدام رسانه یا کدام شبکه اجتماعی برویم یا چگونه تبلیغ کنیم و مخاطب جذب کنیم. قطعاً این نکات مهم هستند. اما مارکوس شریدن در کتاب خود به سراغ بنیادیترین سوال تولید محتوا میرود. سوالی که اگر پاسخ آن را ندانیم، یافتن پاسخ سوالهای دیگر هم به کارمان نمیآید.
متأسفانه محتوای کتاب اثر مرکب به گونهای است که هر وقت میخواهیم از آن نام ببریم، باید ابتدا از این که یک کتاب انگیزشی را معرفی میکنیم عذر بخواهیم. کتاب اثر مرکب چارچوب علمی ندارد و سبک دارن هاردی نویسندهٔ آن کاملاً شبیه یک سخنران انگیزشی است (چنانکه شغل اصلیاش هم همین است). با این حال به دو علت این کتاب را معرفی میکنیم. نخست اینکه بسیاری از توصیههای آن – در عین مستدل نبودند – درست و مفید هستند و همین باعث شد مدتها کسانی که به دنبال یک کتاب پیشرفت شخصی بودند به سراغ این کتاب بروند. و دیگر اینکه بسیاری از دوستان متممی هم که متنهای علمی و پژوهشی را میپسندند، اشاره کردهاند که خواندن این کتاب آنها را دستخالی نگذاشته است. یعنی در عین اینکه با لحن نویسنده و بخشهایی از محتوا مشکل داشتهاند، همچنان آن را برای پیشرفت فردی مفید دانستهاند.
ویژگی ارزشمند کتاب ارتباط بدون خشونت این است که مارشال روزنبرگ در این کتاب یک مدل بسیار ساده اما اثربخش برای ارتباط با دیگران پیشنهاد کرده است. او خشونت را به خشونت فیزیکی محدود نمیداند و معتقد است بسیاری از گفتگوها و تعاملهای روزمرهٔ ما در عین اینکه عرفاً خشونت محسوب نمیشوند، ماهیتشان از جنس خشونت است.
کتاب ارتباط خشونت را امروز دیگر میتوان یک کتاب کلاسیک در نظر گرفت. نزدیک به سه دهه از زمانی که مارشال روزنبرگ آن را منتشر کرده گذشته و در این مدت صدها کتاب با موضوعات مشابه به بازار عرضه شدهاند. اما همچنان مرور نکتههای کلیدی این کتاب خالی از لطف نیست. روزنبرگ معتقد است که اگر ما احساسات خود را به خوبی بشناسیم و بلد باشیم آنها را به روش درست برای طرف مقابل بیان کنیم، احتمال این که گفتگو به تلخی، تنش و خشونت کشیده شود کاهش مییابد.
چارلز دوهیگ که ما معمولاً او را با نخستین کتابش یعنی کتاب قدرت عادت میشناسیم، پس از کتاب دومش (هوشمندتر، سریعتر، بهتر) به سراغ مهارت ارتباطی رفته و کتاب Supercommunicators را تألیف کرده است. از آنجا که ترجمهٔ communicator به فارسی چندان مأنوس نیست (گفتگوکننده؟) شاید بهتر باشد آن را با نام «کلیدهای ارتباط برتر» یا «ارتباط برتر» بشناسیم.
دیوید برنز (David Burns) تجربیات خود را دربارهی درمان شناختی رفتاری، برای نخستین بار در سال ۱۹۸۰ در کتابی با عنوان Feeling Good منتشر کرد. کتابی که مقدمهی آن را آرون بک نوشته بود. حدود یک دهه بعد، نسخهی تازهای از آن کتاب منتشر شد. این نسخه آنقدر تغییر کرده بود که منطقی بود عنوانی تازه (و البته همچنان مشابه کتاب قبل) داشته باشد.
یادگیری و پرورش مدل ذهنی را نمیتوان از کتاب و کتابخوانی جدا کرد. هنوز هم یکی از بهترین ابزارها برای آشنایی بیشتر با خود و جهان و درک عمیقتر زندگی کتاب است. به همین علت اگر بخواهید چند کتاب رشد فردی فهرست کنید، منطقی است کتاب یا کتابهایی دربارهٔ مهارت و روش مطالعه را هم در آن فهرست بگنجانید. کتاب «از کتاب» نوشتهٔ محمدرضا شعبانعلی چنان که در عنوان فرعیاش گفته شده به «حرفهایی درباره کتاب و کتابخوانی» اختصاص دارد. محمدرضا شعبانعلی در این کتاب به موضوعات متنوعی میپردازد که میتوانند برای علاقهمندان به کتابخوانی جذاب باشند. علل کتاب نخواندن، معیارهای انتخاب کتاب، سطوح مختلف مطالعه، روش کتابخوانی، پرورش عادت کتابخوانی، نقد تندخوانی و اتیکت هدیه دادن کتاب از جمله موضوعاتی هستند که در این کتاب به آنها پرداخته شده است
ویرایش اول کتاب Content Strategy for the Web در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. مطالعهی ویرایش اول نشان میدهد که کتاب به شدت شتابزده نوشته شده و بیشتر برای هالورسون مهم بوده که جایگاه خود را در میان نخستین کسانی که بحث استراتژی محتوا را مطرح میکنند تثبیت کند.
بسیاری از مردم ویلیام گلاسر را با کتاب نظریه انتخاب میشناسند. اما گلاسر پیش از مطرح کردن تئوری انتخاب، کتاب قدیمیتری با نام اعتیاد مثبت (Positive Addiction) منتشر کرد که بسیار جذاب و مفید است و متأسفانه زیر سایهٔ نظریه انتخاب پنهان شده و کمتر به چشم میآید. گلاسر در این کتاب توضیح میدهد که فقط عادتهای منفی ما را به خود معتاد نمیکنند. بلکه رفتارهای مثبت و سازنده هم میتوانند اعتیادآور باشند؛ اما به معنای مثبت کلمه.
کتاب افسانه کاریزما (The Charisma Myth) ممکن است در نگاه اول، به خاطر عنوانش کمی تجاری به نظر برسد. تأییدیهی ست گادین بر روی جلد هم – که ظاهراً هیچ نویسندهای را ناامید نمیکند – این گمان را تقویت میکند. اولیویا فاکس کابان (Olivia Fox Cabane) نویسندهی فرانسوی-آمریکایی کتاب، چنانکه در معرفی خود در کتاب آورده است، در دانشگاههای مطرح و نیز برای بسیاری از شرکتهای بزرگ در زمینهی کاریزما و ویژگی های افراد کاریزماتیک سخنرانی کرده است.
کتاب انتخاب های هوشمندانه برای کسانی که دنبال یک کتاب ساده، روان و در عین حال علمی دربارهٔ حل مسئله و تصمیم گیری هستند و میخواهند قدرت تصمیم گیری خود را افزایش دهند، یک گزینهٔ بسیار مناسب است. این کتاب در عین وفادار بودن به اصول علمی کوشیده زبان سادهای داشته باشد و فرایند تصمیم گیری را با اتکا به یک چارچوب نسبتاً ساده به اسم ProACT توضیح دهد.
کتاب انسان چارچوبساز در نگاه اول یک کتاب در مورد هوش مصنوعی نیست. بلکه همانطور که از اسمش پیداست به مفهوم مدل ذهنی میپردازد. نویسندگان کتاب انسان چارچوبساز معتقدند مهمترین نقطهٔ قوت ذهن انسانها چارچوبسازی و مدلسازی است. به این معنا که مغز میتواند بسته به نیاز و اهداف خود، تصویری سادهشده از جهان بسازد و بر پایهٔ آن تصمیم بگیرد.
یکی از پیچیدگیهای هوش مصنوعی این است که هنوز تکلیف هوش طبیعی چندان مشخص نیست! وقتی از پای مصنوعی حرف میزنیم، میدانیم پای طبیعی چیست. وقتی از تنفس مصنوعی حرف میزنیم، تنفس طبیعی را میشناسیم. وقتی از گل مصنوعی صحبت میکنیم، گل طبیعی را میشناسیم. اما در مورد هوش مصنوعی چنین نیست.